سیاسی

کنکور پایان مسیر نیست؛ بررسی اضطراب شایع در نوجوانان

حال که نتایج کنکور منتشر شده، بهتر است به جای پرسیدن «چه رتبه‌ای آوردی؟»، ابتدا بپرسیم: «حالت چطور است؟» این تغییر کوچک در پرسش می‌تواند نشان‌دهنده تغییر بزرگ‌تری در نگرش ما به نوجوانان باشد.

کنکور پایان مسیر نیست؛ بررسی اضطراب شایع در نوجوانان

فشار کنکور و تأثیرات آن بر نوجوانان

این روزها، برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی، یک عدد به عنوان نمادی از آینده فرزندشان مطرح می‌شود. رتبه‌ای که ممکن است تنها بر روی صفحه یک سامانه نمایان شود، اما برای نوجوانانی که ماه‌ها و گاه سال‌ها برای آن تلاش کرده‌اند، معنایی فراتر از یک عدد دارد. نتیجه کنکور برای بخشی از نوجوانان نه تنها یک آزمون، بلکه به نوعی سرنوشت آن‌ها محسوب می‌شود. اگر رتبه خوب باشد، امید به آینده‌ای روشن وجود دارد و در غیر این صورت، احساس ناامیدی و شکست شکل می‌گیرد. این نگرش، به عنوان یکی از مهمترین آسیب‌های فرهنگی پیرامون کنکور شناخته می‌شود. تبدیل یک آزمون آموزشی به معیاری برای سنجش ارزش فردی، نشان‌دهنده یک دیدگاه نادرست است.

کنکور به‌طور ذاتی یک آزمون رقابتی است و نتایج آن می‌تواند بر مسیر تحصیلی فرد تأثیرگذار باشد. اما زمانی مشکل ایجاد می‌شود که خانواده، مدرسه و خود نوجوان، این تأثیر را به “تعیین سرنوشت” تبدیل می‌کنند. یک مطالعه پژوهشی که ۷۴ تحقیق را مورد بررسی قرار داده، نشان می‌دهد که اهمیت بالای این آزمون با پیامدهای روانشناختی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی همراه بوده و اضطراب ناشی از آن هم بر داوطلبان و هم بر والدین تأثیرات شدیدی دارد.

علت بزرگ شدن سایه کنکور چیست؟ برای درک اضطراب ناشی از کنکور، باید به عوامل اجتماعی مختلفی که با آن در ارتباط هستند، توجه کرد. آینده شغلی، منزلت اجتماعی، انتظارات خانواده، رقابت آموزشی، نابرابری اقتصادی و نگرانی درباره آینده، همگی در این زمینه مطرح هستند. در جامعه‌ای که دستیابی به برخی رشته‌ها و موقعیت‌های شغلی بسیار رقابتی است، طبیعی به نظر می‌رسد که خانواده‌ها برای موفقیت تحصیلی اهمیت زیادی قائل شوند. اما این اهمیت، در ترکیب با نگرانی‌های اقتصادی و اجتماعی، می‌تواند به فشار مضاعفی تبدیل شود.

والدینی که به فرزندان خود می‌گویند «آینده تو به همین بستگی دارد»، لزوماً قصد آسیب زدن ندارند. بسیاری از آن‌ها از سر نگرانی چنین جملاتی را بیان می‌کنند. اما نوجوان ممکن است برداشت دیگری داشته باشد و احساس کند که «اگر موفق نشوم، خانواده‌ام را ناامید کرده‌ام.» به این ترتیب، یک مساله آموزشی به یک مساله عاطفی تبدیل می‌شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که “خانواده” و “عوامل تحصیلی” از مهم‌ترین منابع استرس‌زا برای داوطلبان کنکور هستند.

مسئله تنها استرس نیست. استرس ناشی از یک آزمون مهم به خودی خود غیرطبیعی نیست و مقداری از اضطراب می‌تواند فرد را برای تلاش بیشتر آماده کند. مشکل زمانی جدی می‌شود که نتیجه آزمون به معیاری برای ارزش فرد تبدیل شود. نوجوانی دوره‌ای است که فرد در حال شکل‌گیری هویت خود است و سوالاتی نظیر “من چه کسی هستم؟”، “در آینده چه خواهم شد؟” و “آیا موفق خواهم شد؟” به طور طبیعی مطرح می‌شود. اگر جامعه به نوجوان بگوید که پاسخ به بخش بزرگی از این سوالات در یک روز و با یک رتبه مشخص خواهد شد، فشار روانی افزایش می‌یابد.

نقش مدرسه نیز در این زمینه قابل توجه است. زمانی که موفقیت مدارس، مشاوران و معلمان بر اساس تعداد قبولی‌ها و رتبه‌های برتر سنجیده می‌شود، این پیام به نوجوان منتقل می‌شود که ارزش آموزش به نتیجه کنکور بستگی دارد. در این فضا، نوجوان ممکن است احساس کند که ارزش او به عملکردش در آزمون وابسته است و مهارت‌های دیگر مانند هنر، خلاقیت و کار گروهی به حاشیه رانده می‌شوند.

فشار کنکور نباید تنها به عنوان یک مشکل روانشناختی نگریسته شود، بلکه این آزمون با عدالت آموزشی نیز ارتباط دارد. دسترسی به کلاس‌های خصوصی، مشاوران و امکانات آموزشی برای همه یکسان نیست و به همین دلیل، رتبه کنکور همیشه تنها نتیجه تلاش فردی نیست.

شبکه‌های اجتماعی نیز در سال‌های اخیر فشار را پیچیده‌تر کرده‌اند. نوجوانان با تصاویری از موفقیت‌ها و جشن‌های قبولی دیگران مواجه می‌شوند و این مقایسه اجتماعی ممکن است اضطراب را تشدید کند. در روز اعلام نتایج، مهم‌ترین وظیفه خانواده باید کمک به نوجوان برای جدا کردن “نتیجه آزمون” از “ارزش شخصی” او باشد. جملاتی مانند “حالا باید یک سال دیگر بخوانی” یا “اشکالی ندارد، زندگی ادامه دارد” اگر بدون شنیدن احساسات نوجوان بیان شوند، ممکن است فشار را بیشتر کنند.

در ماه‌های منتهی به کنکور، برخی خانواده‌ها به طور ناخودآگاه به مدیر پروژه فرزند خود تبدیل می‌شوند. آنان ممکن است سوالاتی از قبیل “چند ساعت درس خواندی؟” و “چرا امروز کمتر مطالعه کردی؟” بپرسند. در این شرایط، نوجوان ممکن است احساس کند که خانه نیز محل ارزیابی دائمی است. خانواده باید نقش دیگری را ایفا کند و آن ایجاد امنیت برای نوجوان است. نوجوان باید بداند که اگر نتیجه مطابق انتظار نشد، رابطه عاطفی خانواده با او تغییر نخواهد کرد.

رسانه‌ها نیز در شکل‌دهی به مفهوم کنکور نقش دارند. هر سال با انتشار رتبه‌های برتر و داستان‌های موفقیت، ممکن است تصویری بسازند که در آن موفقیت فقط یک شکل دارد. لازم است در کنار روایت‌های موفقیت، درباره مسیرهای متنوعی که افراد در زندگی خود طی کرده‌اند نیز صحبت شود.

مسأله اصلی کنکور به خود آزمون محدود نمی‌شود؛ بلکه نگرش “آخر خط” به آن است. کنکور ممکن است مسیر زندگی یک نوجوان را تغییر دهد، اما نباید به عنوان پایان زندگی او تلقی شود. جامعه‌ای که می‌خواهد از اضطراب نسل نوجوان بکاهد، باید این پیام را منتقل کند که نتیجه یک آزمون می‌تواند مهم باشد، اما نمی‌تواند ارزش یک انسان را تعیین کند.

در نهایت، شاید زمان آن رسیده باشد که در آستانه اعلام نتایج کنکور سراسری، به جای پرسیدن “چه رتبه‌ای آوردی؟”، نخست بپرسیم: “حالت چطور است؟” این تغییر کوچک در سوال می‌تواند نشانه‌ای از یک تغییر بزرگ‌تر در نگرش ما به نوجوانان باشد.

1 نظر
  • braa44
    مهر ۲۳, ۱۴۰۵ در ۶:۳۳ ب.ظ

    Simple and effective. I love that there is no unnecessary clutter on the site. It just works exactly how you want it to. Love braa44

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *